![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
|
در ادامه مطلب بخوانید.
اليگودرز و نمايندگان منتخب
(جلد اول)
از استقرار جمهوري اسلامي تا مجلس هفتم
تأليف : مهندس مجيد دهقاني
1386

برای مشاهده کتاب به سایت مهندس مجید دهقانی مراجعه نمایید
بتن اساسا از دو قسمت دانههای سنگی (Aggregates) و خمیر سیمان (Concrete) تشکیل شده است. خمیر سیمان که در واقع مخلوطی از سیمان پرتلند و آب میباشد.
- در اثر واکنش شیمیایی سیمان و آب روند سخت شدن ادامه یافته و در نتیجه دانهها (ماسه و شن) را بصورت تودﮤ سنگ مانندی به یکدیگر میچسباند.
- دانهها به دو گروه ریزدانه که تا ¼ اینچ (6میلیمتر) و درشت دانه که روی الک شماره 16 (1.18 میلیمتر) تقسیم میشوند.
- خمیر سیمان عموما حدود 25 تا 40% کل حجم بتن را تشکیل میدهد که حجم مطلق سیمان بین 7 تا 15% و حجم آب از 14 تا 21% است. مقدار هوای در بتن تا حدود 8% حجم بتن را تشکیل میدهد این اندازه به درشت ترین دانه بستگی دارد.
- برای مصالح و شرایط عمل آوردن (Curing) معین، کیفیت بتن سخت شده به مقدار آب در مقابل با مقدار سیمان بستگی دارد.
مزایای کاهش مقدار آب
1. افزایش مقاومت فشاری و مقاومت خمشی
2. افزایش قابلیت آب بندی (Water Tightness)
3. کاهش جذب آب (Absorption)
4. افزایش مقاومت نسبت به عوامل جوی
5. پیوستگی بهتر بین لایه های متوالی
6. چسبندگی بهتر میان میلگرد و بتن
7. کاهش تغییرات حجمی در اثر تر و خشک شدن
انواع سیمان پرتلند
- نوع 1 : برای استفاده عمومی ومناسب برای همه کارها
- نوع 2 : زمانی که احتیاطات علیه حمله سولفات ها مهم باشد
- نوع 3 : با مقاومت زودرس که مقاومت های بالا را در مدت کوتاهی می دهد
- نوع 4 : با حرارت هیدراسیون کم در جائی که میزان و حرارت تولید شده باید حداقل باشد
- نوع 5 : در بتن هائی که در معرض شدید سولفاتها قرار دارن (ضد سولفات)
- سیمان حباب زا (نوع A1، A2، A3) در برابر یخ زدن و آب شدن و همچنین پیوسته شدگی حاصل از اثرات مواد شیمیائی برای از بین بردن یخ جاده ها مقاومت بهبود یافته ای دارند.
سیمان پرتلند سفید تفاوت بنیادی آن در رنگ می باشد
اختلاط
ترتیب 5 مادﮤ متشکله بتن در مخلوط کن نقش مهمی را در یکنواختی بتن خواهد داشت.
کنترل ترک
دو عامل اصلی برای ترک در بتن عبارتند از :
1. تنش بر اثر بارهای وارده (Control joints)
2. تنش بر اثر آب رفتگی در حین خشک شدن یا تغییرات دما (Restraint)
شیوه جلوگیری
1. درزهای کنترل مؤثرترین شیوه جلوگیری از ترک های غیر قابل رؤیت به شمار می آیند (Isolation Joints)
2. درزهای جداکننده دال را از قسمتهای دیگر سازه جدا می کنند و اجازه حرکت افقی و عمودی را در دال می دهد (Footings)
3. درزهای اجرائی جائی که کار بتن ریزی روزانه پایان می یابد، ایجاد می شوند; و مناطقی را که در دفعات مختلف بتن ریزی می شوند از یکدیگر جدا می سازند.
-
مواد افزودنی بتن (Admixtures)
1. مواد افزودنی حباب زا (Air-entraining )
2. مواد افزودنی کاهنده آب (Water Reducing)
3. مواد افزودنی کندگیرکننده (Retarding)
4. مواد افزودنی تسریع کننده (Accelerating)
5. پوزولانها
6. مواد کارائی ساز شامل روان سازهای اعلا (Super Plasticizers)
7. مواد متفرقه مانند مواد پیوند ساز، ضد رطوبت، کاهنده نفوظ پذیری، دوغاب ساز و گاز ساز
......ادامه دارد
ارگ ایران : استادیوم ویمبلی: این استادیوم که در سال 1924 در شهر لندن ساخته شده بود هم اکنون باز سازی شده است و با گنجایش 90000 صندلی بزرگترین استادیوم فوتبال جهان خواهد بود. نماد قبلی استادیوم دو برج حدودا 30 متری بودند که اکنون با یک قوس به ارتفاع 132 متر جایگزین شده است. این قوس 5000 تن از مجموع وزن 7000 تنی سقف متحرک ورزشگاه را تحمل می کند. این ایده نیاز به ستون در ورزشگاه را مرتفع ساخته است و بنا بر این دید تماشاچیان صد در صد خواهد بود. قوس استادیوم از همه جای شهر لندن قابل دیدن است.
پل دونگایی
این پل که بخش مهمی از پروژه توسعه بزرگترین بندر آب های عمیق جهان، یعنی بندر شانگ های چین است دارای 20 مایل (تقریبا 32 کیلومتر) طول و شش خط عبوری است. پل که به صورت معلق (کابلی) عمل می کند شانگ های را به جزیره یانگشان که بزرگترین بندر کانتینری و اولین منطقه آزاد تجاری چین است متصل می کند. برای جلوگیری از اثرات باد و موجها پل به شکل حرف S ساخته شده است. ساختن پل 1.2 میلیارد دلار هزینه داشته است و موقتا طولانی ترین پل جهان است. در سال 2008 پلی در نزدیکی این پل به طول 22 کیلومتر افتتاح خواهد شد.
موسسه پزشکی هوارد هیوز این موسسه پزشکی که سالیان متمادی بورس های تحصیلی به محققین پزشکی در جهان اعطا کرده است، تنها راه پیشرفت سریع پزشکی را در دور هم جمع کردن پزشکان در یکجا یافته است. به همین دلیل مجموعه ژانلیا را ساخته است که دارای 70600 متر مربع زیر بنا است و بهشت محققین پزشکی نام گرفته است. این ساختمان اگر در ارتفاع ساخته می شد 85 طبقه می داشت.
بیگ دیگ هاوس
این ساختمان در لکزینگتون ماساچوست ممکن است در نگاه اول معمولی به نظر برسد ولی برتری آن در این است که این ساختمان کلا از ضایعات ساختمانی در پروژه های بزرگ عمرانی شهر ماساچوست ساخته شده است
عکس
ساختمان ایالتی سانفرانسیسکو
این ساختمان اولین برج در آمریکا است که در 70 درصد آن، سیستم تهویه مطبوع حذف شده است. نمای خارجی ساختمان که به صورت کامپیوتری کنترل می شود به تغییرات جوی حساس است و ساختمان را با شرایط محیط هماهنگ می کند. در همه جای این سازهسیستم تهویه طبیعی وجود دارد .
وزارت کشور ولز این ساختمان تماما از مصالح محلی قابل بازیافت ساخته شده است و درای سیستم تهویه طبیعی است. در حالیکه معمولا در ساختمان های دولتی از دیوار استفاده می شود در این سازه برای تاکید بر شفافیت همه چیز، از شیشه به جای دیوار استفاده شده است.
عکس
گلن هاوس
این ساختمان در سانتامونیکا کالیفرنیا بهترین نمونه از سازه های سازگار با محیط زیست است. این ساختمان برق و آب مصرفی خود را خودش تولید می کند و در آن بر مصرف بهینه انرژی تاکید شده است.
عکس
فروشگاه اپل ( خیابان پنجم)
این فروشگاه تازه تاسیس اپل در نیویورک همانند محصولات اپل خیره کننده است. این مکعب با بعد 10 متر یک راه پله شیشه ای به سمت زیر زمین دارد که مصرف کنندگان را به بهشت محصولات کامپیوتری هدایت می کند. همچنین در ان از مدرنترین سیستم های فروش استفاده شده است.
ساختمان هرست
این ساختمان 46 طبقه در نیویورک یک ساختمان سبز است. شکل منحصر به فرد آن باعث 20درصد صرفه جویی در فولاد مصرفی برای ساخت سازه شد. تنظیم نور در داخل ساختمان توسط حس گر های حساس به نور خورشید انجام می شود. در بیشتر مواقع سال هوای بیرون ساخنتمان برای تهویه مطبوع ساختمان استفاده می شود بنابراین این ساختمان 22 % کمتر دی اکسید کربن وارد هوا می کند.
عکس
گلخانه دیویس
این ساختمان که در انگلیس ساخته شده است آمیزه ایست از تکنولوژی مدرن و روش های بهینه طراحی. مجاری تهویه در هنگام بارندگی به طور خودکار بسته می شوند. هوای ورودی به گلخانه پیش از وارد شدن در یک هزارتوی بتنی زیرزمینی خنک می شود. شکل منحصر به فرد سازه باعث می شود که همزمان با بالا رفتن هوای گرم در مجاری تهویه هوای خنک به داخل گلخانه مکیده شود.
مهندسی عمران آثار زلزله: هنگامی که زلزله اتفاق می افتد از خود آثاری به جا می گذارد ،این آثار به شرح زیر است : لرزش زمین وتخریب ساختمانها : در اثر زلزله زمین به ارتعاش در می آید وهنگامی که ارتعاشات شدید باشد ،باعث تخریب ساختمانها می گردد. میزان تخریب ساختمانها تابع کیفیت کارهای ساختمانی ، ترکیب خاک ،خصوصیات تکانهای زمین لرزه ، نیرو وجهت تکان می باشد. تکانهای قائمی که درمرکز بیرونی در نزدیکیهای آن مشاهده می شود ، کمتر از قطار امواجی که از مشخصات نواحی مجاور است ، موجب خسارت می گردد .امواج تولید شده به شدت به ساختمانهای ، بویژه دیوارهایی که به موازات آن است آسیب می رساند . این امواج دیوارها را بالا برده وبه آنها پیچ وتاب می دهد . امواجی که تحت زاویه 45 تا55 درجه به زمین می رسند خرابیهای شدیدی معمولاًبه بار می آورد. سرعت موج در سنگهای سخت خیلی بیشتر از سنگهای سست ونرم است . امواج در طبقات ضخیم سنگهای سست ونرم مانند آبرفتهای دره ها ضعیف می گردند و حتی ممکن است از بین بروند .اما طبقه نازکی از سنگهای سست بر روی سنگهای سخت نمی تواند لرزه ها وامواج را مستهلک کند لذا طبقه مزبور ازروی سنگی که برروی آن قرار گرفته است بطور ناگهانی جستن می کند .در این صورت میزان تخریب بیشتر از ساختمانهایی است که روی طبقه سخت است . ساختمان سنگ نیز برروی موج می تواند بدینگونه تاثیر داشته باشد که امواج در جهت چین ها وطبقات سریعتر از جهت عمود بر آن انتشار می یابند. معمولاًخطرناکتر ازهمه کهریزهای سنگ ، طبقات نازک آبرفتها در ته دره ها ،سپس باتلاقها ، توربزارها ودر یاچه هایی که گیاهان آن را فراگرفته اندمی باشد . خطر زمین های خشک از زمین های اشباع شده از آب کمتر است.جنس مصالح ساختمانی نیز موثر است . ساختمانهای خشتی در مقابل ساختمانهایی که از آجر وملاط خوب ساخته شده باشندمقاومت کمتری از دارند. اسکلت بندی ، نوع مصالح ساختمانی ،طراحی ساختمان نیز از عوامل موثر در میزان تخریب ساختمان هستند. معمولاً تخریب ساختمانها به صورتهای مختلف صورت می گیرد مثل فرو افتادن کتیبه ها ، دود کش ها ، بالکن ها ، تیغه ها تغییر شکل و فروافتادن بام پوش ها ، جابجائی تیرهای اصلی بام، ستونها ، چدا شدن اتصالات ، ترک خوردن دیوارها بصورت افقی،عمودی، قطری ، فروریختن راه پله ها ،بالکن ها و غیره. تخریب ساختمانها ممکن است همراه با ایجاد حریق و آتش سوزی بر اثر انفجار لوله های گاز ،اتصالات برقی باشد. بنابراین آثار تخریبی ساختمانها در هنگام زلزله نتیجه ارتعاشات سطح زمین ومربوط به نتایج غیر مستقیم آن است . چراکه اگر مرکز زلزله در مکانهای بسیار دور از مکانهای جمعیتی اتفاق افتد هیچ تخریب وحسارتی نخواهد داشت. همه تلفات وخسارات نتیجه آثار ثانوی زلزله است یا نتیجه تخریب ساختمانها و زیر آوار ماندنها است یا حریقهای بعداز زلزله است. صداهای زلزله : دراغلب موارد زلزله ها با صداهای خاصی همراه است که ایجاد وحشت می کند البته این صداها به غیر از صدای ناشی اززلزله است. تولید صداهای زلزله بخاطر ایجاد امواج ارتعاشی است که در اثرزلزله بوجود می آیند .صداهای زلزله در بعضی موارد شبیه رعد ، صدای صفیر باد یا خمپاره ، غلغل آب جوش ، انفجار گلوله های بزرگ توپ ، چرخهای قطار می باشد .صداهای زلزله گاهی جلوتر از موجهای زلزله است ولی ممن است نسبت به آن تاخیر داشته باشد .ممکن است صدای شدید زیر زمین هیچ زلزله ای را در پی نداشته باشد یا همراه زلزله ای خفیف باشد نورهای زلزله : در هنگام وقوع بعضی زلزله ها آثار نورانی مختلفی از خود مثل نور افشانی آسمان برق ، جرقه های نور وامثال ان دیده شود. اگر چه پاسخ مناسبی برای آن داده نشده ویا نیافته اند همانند نورهای که در مناطق کوهستانی ویا سطح دریا ها که جمعیت نیست مشاهده شده است ولی به عقیده دانشمندان این نورها اثرات ثانوی زلزله است به خصوص در سطح مراکزمسکونی وشهرها. لرزش های دریا یا تسونامی : زمانی که کانون زلزله در کف دریا یا نزدیک آن باشد ، امواج متعددی را درآب تولید می کند که به نام تسونامی معروف است . این امواج به بدنه کشتی ها برخورد وموجب ارتعاش آنها می گردد.اگر تکان قائم باشد ، کشتی ناگهان بالاآمده وبعد پایین می رود وتحدبی درآب مشاهده می شود . اگر مرکز بیرونی نزدیک کرانه باشد ، درهنگام نخستین تکان آب دریا عقب می رود وسپس با موجی قوی به ساحل می ریزد وموجب تخریب و زیانهای شدید می شود . تغییر مشخصات آب چشمه ها : به علت وقوع زلزله معمولاً در وضع چشمه ها وچاهها تغییراتی بوجود می آید . چراکه بر اثر ارتعاش مجاری زیررمینی آب تنگ یا گشاد ویا مسدود می گردد . چراکه هنگام زلزله طبقات زمین جابجا می گردد . ممکن است چشمه ها ی جدید ایجاد گردد یا به علت لغزش های زمین ممکن است مجاری قدیمی آب بسته شود ودر جائی دیگر جاری شود یا طبقات نفوذ ناپذیری که طبقات آبدار روی آنها قرار دارد شکاف بردارد وآب به اعماق زمین رفته وموجب خشکیدن چشمه ها گردد. دمای آب چشمه ها ممکن است براثر مخلوط شدن با چشمه های معدنی دیگر تغییر نماید چنانکه در سوئیس اتفاق افتاد. ایجاد شکاف وگسل : هرنوع زلزله ای ، هراندازه کم اهمیت باشدباز شکافهایی در پوسته زمین ایجادمی کند ودر ناحیه مرکز زلزله بیشتر مشاهده می شود .شکافها گاهی بصورت شعاعی از یک مرکز می باشد اما بیشتر بی نظم بوده ودر جهات مختلف پراکنده است.شکاف دردامنه کوهها در جهت دامنه ودر کرانه ودر طول آن ایجاد می شود . پهنای شکافها از 20سانتیمتر تا 10یا15 متر هم مشاهده شده است وطول چند کیلومتر .این شکافها با نخستین تکانها بوجود می آید وممکن است در تکانهای بعدی بیشتر شود .گاهی گسله ها ی هم ایجاد شده است نمونه گسل سن اندریاس 1906. اگر شکافها از آبرفتهای کف دره یا دشت عبور کند در عمقی از این آبرفت آب وجود داشته باشد با خود گل وگاهی گازهایی راکه در هوا مشتعل می گردد ،خارج می شود. زمین لغزش : این پدیده عمدتاً توسط زلزله ایجاد می شود ودر اثرآن حجم بزرگی از خاک وسنگ در مناطق دارای شیب تند به سمت پائین حرکت می کند البته بعضی از آنها ناشی از اشباع منطقه از آب می باشد . این پدیده می تواند خطرات زیادی مثل مدفون نمودن روستاها یا شهرها زیر خروارها خاک وسنگ ایجاد نماید .( زمین لغزه پورت رویال جامائیکا 1962 )در بعضی مناطق زمین لرزه منجر به فرونشستن زمین به عمق 60 متر هم شده است در لیسبون در 1755اسکله ای با جمعیت زیاد فرو نشست . سنگریزش هم گاهی وقتها ناشی از زلزله است. آبگونگی یا روانگرایی: اگر در عمق کمتر از 8 متری سطح زمین خاک از ماسه های یکدست سستی که ازآب اشباع است تشکیل شده باشد ، ممکن است در اثر زلزله شدید رفتار این خاک مانند رفتار یک سیال باشد. یعنی خاک بصورت فوران وجوشش گل وماسه در سطح زمین پدیدار می گردد ، درنتیجه اگر ساختمانی بر روی این زمین واقع باشد ، فرو می ریزد. رویداد زلزله در شهرهای بزرگ مثل تهران می تواند یک تراژدی غم انگیز ایجادنماید که خاطره این تراژدی برای سالها دراذهان باقی بماند .زیرا زلزله می تواند تاسیسات حیاتی مهم مانند بیمارستانها مراکز آتشفشانی ،امداد وغیره را بخطر اندازدویامنجر به به قطع برق ،آب، تلفن، گاز ویاویرانی ساختمانها ،راهها ، خیابانها وبسته شدن آنها شود.که خود این عوامل می تواند خسارات اقتصادی ،اجتماعی ،روانی مهلکی ایجادنماید. چند عامل وجود دارد که شهرها رادرمقابل زلزله آسیب پذیر می نماید.نوع ساختمانها ومصالح وفرم واسکلت بندی بکاررفته درآنها ،نوع جنس وساختمان زمین زیر شهر ،تراکم جمعیت شهر . درعوض وجود عواملی می تواندخطرات وخسارات ناشی ازرلزله را کاهش دهد مثل پارکها ، فضاهای باز، وجود مراکز امدادی مناسب ، بیمارستانها ، آتش نشانیها ، شبکه های حمل وارتباطی مناسب ، همکاری مناسب بین مردم وآموزشهای لازم قبل از زلزله . استفاده مناسب از مراکز امدادی ،آموزشی ، تفریحی برای اسکان زلزله زدگان زلزله مصنوعی اطلاعات اولیه هدفهای یک برداشت ژئوفیزیکی عبارتند از تعیین محل ساختارها یا اجسام زمین شناختی زیر زمین و در صورت امکان اندازه گیری ابعاد و ویژگیهای فیزیکی مربوط به آنها. یک برداشت ژئوفیزیکی شامل مجموعه اندازه گیریهاست که معمولا با طرحی نظمدار بر روی سطح زمین ، دریا یا هوا ، یا بطور قائم در داخل چاه آزمایشی انجام میشود. یکی از روشهای اندازه گیریهای ژئوفیزیکی روش لرزه نگاری است. دو تکنیک لرزهای مجزا وجود دارد، یکی از بازتاب و دیگری از شکست امواج کشسان در سنگها استفاده میکند.در روش لرزه نگاری یا از امواج لرزهای طبیعی تولید شده استفاده میشود و یا امواج لرزهای بطور مصنوعی ایجاد میشود که در این صورت به آن زلزله مصنوعی میگوییم. در روش لرزهای یک پالس کشسان یا به عبارت بهتر یک ارتعاش کشسان را در عمق کم ، ایجاد و حرکت حاصله را در نقاط نزدیک بر روی سطح زمین با یک لرزه نگار کوچک یا «ژئوفون» آشکارسازی مینمایند. انواع چشمههای لرزهای : یک چشمه ایدهآل باید پالسی تولید کند که فاصله زمانی آن از چند میلیثانیه بیشتر نباشد. دامنه آن بزرگ باشد، و در عین حال بیخطر ، ارزان و قابل تکرار باشد. همه این ملزومات در شارژ کوچکی از مواد منفجره که در چالههایی تا عمق چند ده متری منفجر میشود جمع است. در اوایل دوران کاوشهای لرزهای تقریبا تنها وسیله منحصر به فرد به شمار میآمد. امروزه گستردگی چشمههای غیرانفجاری به «شوتهای» متعارف اضافه شده است. این چشمهها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد: آنهایی که در خشکی و آنهایی که در مناطق پوشیده از آب بکار گرفته میشوند. چشمههای لرزهای در خشکی : در خشکی شارژهای انفجار هنوز هم در برداشتهای بازتابی و در کارهای شکست مرزی که برد سطحی آنها بیش از 50 تا 100 متر است، مطابق با عمق بررسی بیش از 10 متر است، معمولا بکار میرود. اینها منبع پالس خوبی با فرکانس و دامنه بالا ارائه میدهند، ولی اگر تولید دادههای پیوسته در برداشتهای بازتابی مورد نظر باشد، در هر دوره نگاشت برداری چند حفاری سبک مورد نیاز است. امکان دارد حفر چالههای انفجار در محلهای دور دست غیرعملی باشد یا لایههای سطحی در حفاری مسائلی بوجود آورند که در این موارد ممکن است یکی از انواع چشمههای سطحی به جای مواد منفجره انتخاب شود. چشمههای سطحی : این چشمهها همگی امواج لرزهای با دامنه کوچک تولید میکنند (که در مناطق پرجمعیت مزیتی به شمار میآید.) و لذا ابتدا کاربرد گستردهای نداشتند، تا اینکه نگاشت برداری مغناطیسی پدید آمد و این امکان را بوجود آورد که شماری از لرزه نگاشتهای حاصل از تکرار چشمه در یک نقطه باهم جمع یا برانبارش شوند و اثر بزرگتری که قابل مقایسه با اثر انفجار یک ماده منفجره باشد، تولید گردد. چشمهای سقوط وزنه : چشمهای سقوط وزنه اغلب در اندازهگیریهای بررسی اولیه ساختگاههای تا عمقهای حدود 10 متر بکار میرود که در آنها وزنهای در حدود 10 کیلوگرم با افتادن از ارتفاع 4 - 3 متری با صفحهای که بر روی زمین قرار داده میشود، برخورد میکند. یک تپک در دست مردی قوی میتواند همین اندازه انرژی لرزهای تولید کند. در کاوش بازتابی عمیق ، وزنههایی چند صد ابر بزرگتر از ارتفاعی در همان حدود انداخته میشود و سقوطهایی چند در یک نقطه یا در نقطههایی نزدیک به هم برای برانبارش در نگاشت برداری انجام میگیرد. چشمههای شلیکگر گاز یا دانیوسایز : در اینج ضربهای که به صفحهای بر روی زمین وارد میشود از انفجار مخلوطی از پروپان - اکسیژن در اطاقک سنگینی بوجود میآید که به صفحه متصل است. سیم منفجر شونده که درست در زیر سطح زمین قرار میگیرد در جاهایی که انفجارهای متعارف دشوار است کاربرد مؤثری دارد و مزیتهایی از نظر ایمنی و استعمال دارا میباشد. چشمههای لرزهای دریایی : چشمههای لرزهای دریایی تنوع بیشتری دارند که معروفترین آنها شلیکگر هوا (air-gun) میباشد. ابن شلیکگرها حبابی از هوای فشرده را توسط پیستونی که با فرمان الکتریکی حرکت میکند رها میسازند و به صورت آرایهای در پشت سر کشتی نگاشتبردار کشیده میشوند. کل انرژی رها شده توسط این آرایه شبیه انرژی حاصل از یک انفجار است. حبابی که بدین ترتیب توسط شلیکگر هوا یا چشمههای انفجاری تولید میشود، در حین بالا آمدن تا سطح آب ، با فرکانسی که به انرژی و عمق چشمه ارتباط دارد، نوسان میکند. لذا موج لرزهای تولید شده شامل پاس چشم اولیه و قطاری از «پاسهای حباب» است که لرزه نگاشت را آشفته میسازند.
استفاده از مصالح جديد و به خصوص كامپوزيتها به جاي فولاد در دهة اخير در دنيا به شدت مورد علاقه بوده است. كامپوزيتها از يك مادة چسباننده (اكثراً اپوكسي) و مقدار مناسبي الياف تشكيل يافته است. اين الياف ممكن است از نوع كربن، شيشه، آراميد و ... باشند، كه كامپوزيت حاصله به ترتيب، به نام
AFRP, GFRP, CFRP خوانده ميشود. مهمترين حسن كامپوزيتها، مقاومت بسيار عالي آنها در مقابل خوردگي است. به همين دليل كاربرد كامپوزيتهاي FRP در بتنآرمه به جاي ميلگردهاي فولادي، بسيار مورد توجه قرار گرفته است
لازم به ذكر است كه خوردگي ميلگرد در بتن مسلح به فولاد به عنوان يك مسئلة بسيار جدي تلقي ميگردد. تاكنون بسياري از سازههاي بتنآرمه در اثر تماس و مجاورت با سولفاتها، كلرورها و ساير عوامل خورنده دچار آسيب جدي گرديدهاند، چنانچه فولاد به كار رفته در بتن تحت تنشهاي بالاتر در شرايط بارهاي سرويس قرار گيرند، اين مسئله به مراتب بحرانيتر خواهد بود. يك سازة بتنآرمة معمولي كه به ميلگردهاي فولادي مسلح است، چنانچه در زمان طولاني در مجاورت عوامل خورنده نظير نمكها، اسيدها و كلرورها قرار ميگيرد، قسمتي از مقاومت خود را از دست خواهد داد. به علاوه فولادي كه در داخل بتن زنگ ميزند، بر بتن اطراف خود فشار آورده و باعث خرد شدن آن و ريختن پوستة بتن ميگردد.
تاكنون تكنيكهايي جهت جلوگيري از خوردگي فولاد در بتنآرمه توسعه داده شده و به كار رفته است كه در اين ارتباط ميتوان به پوشش ميلگردها توسط اپوكسي، تزريق پليمر به سطح بتن و يا حفاظت كاتديك اشاره نمود. با اين وجود هر يك از اين روشها تا حدودي و فقط در بعضي از زمينهها موفق بودهاند. به همين جهت به منظور حذف كامل خوردگي ميلگردها، توجه محققين و متخصصين بتنآرمه به حذف كامل فولاد و جايگزيني آن با مواد مقاوم در مقابل خوردگي معطوف گرديده است. در همين راستا كامپوزيتهاي FRP (پلاستيكهاي مسلح به الياف) از آنجا كه به شدت در محيطهاي نمكي و قليايي در مقابل خوردگي مقاوم هستند، موضوع تحقيقات گستردهاي به عنوان يك جانشين مناسب براي فولاد در بتنآرمه، به خصوص در سازههاي ساحلي و دريايي گرديدهاند.
لازم به ذكر است كه اگر چه مزيت اصلي ميلگردهاي از جنس FRP مقاومت آنها در مقابل خوردگي است، با اين وجود خواص ديگر كامپوزيتهاي FRP نظير مقاومت كششي بسيار زياد (تا 7 برابر فولاد)، مدول الاستيسيتة قابل قبول، وزن كم ، مقاومت خوب در مقابل خستگي و خزش، عايق بودن در مقابل امواج مغناطيسي و چسبندگي خوب با بتن، مجموعهاي از خواص مطلوب را تشكيل ميدهد كه به جذابيت كاربرد FRP در بتنآرمه افزودهاند. اگر چه بعضي از مشكلات نظير مشكلات مربوط به خم كردن آنها و نيز رفتار كاملاً خطي آنها تا نقطة شكست، مشكلاتي از نظر كاربرد آنها فراهم نمودهاند كه امروزه موضوع تحقيقات گستردهاي به عنوان يك جانشين مناسب براي فولاد در بتنآرمه، به خصوص در سازههاي ساحلي و دريايي گرديدهاند.
با توجه به آنچه كه ذكر شد ، بسيار به جاست كه در ارتباط با كاربرد كامپوزيتهاي FRP در بتن سازههاي ساحلي و دريايي مناطق جنوبي ايران و به خصوص منطقة خليجفارس، تحقيقات گستردهاي صورت پذيرد. در همين راستا مناسب است كه تحقيقات مناسبي بر انواع كامپوزيتهاي FRP (AFRP, CFRP, GFRP) و ميزان مناسب بودن آنها براي سازههاي دريايي كه در منطقة خليجفارس احداث شده است، صورت پذيرد. اين تحقيقات شامل پژوهشهاي گستردة تئوريك بر رفتار سازههاي بتنآرمة متداول در مناطق دريايي (به شرط آنكه با كامپوزيتهاي FRP مسلح شده باشند) خواهد بود. در همين ارتباط لازم است كارهاي تجربي مناسبي نيز بر رفتار خمشي، كششي و فشاري قطعات بتنآرمة مسلح به كامپوزيتهاي FRP صورت پذيرد.
لازم به ذكر است كه چنين تحقيقاتي در 10 سال اخير در دنيا صورت گرفته كه نتيجة اين تحقيقات منجمله آئيننامة ACI-440 است كه در چند سال اخير انتشار يافته است. با اين وجود كامپوزيتهاي FRP در ايران كماكان ناشناخته باقي مانده است و به خصوص كاربرد آنها در بتنآرمه در سازههاي ساحلي و دريايي كاملاً دور از چشم متخصصين و مهندسين ايراني بوده است. تحقيقاتي كه در اين ارتباط صورت خواهد گرفت، ميتواند منجر به تهية دستورالعمل و يا حتي آئيننامهاي جهت كاربرد FRP در بتنآرمه به عنوان يك جسم مقاوم در مقابل خوردگي در سازههاي بندري و دريايي ايران گردد. اين حركت ميتواند فرهنگ كاربرد اين مادة جديد در بتنآرمة ايران را بنيان گذارد و از طرفي منجر به صرفهجويي ميلياردها ريال سرمايهاي شود كه متأسفانه همه ساله در سازههاي بتنآرمة احداث شده در مناطق جنوبي ايران (به خصوص در مناطق بندري و دريايي)، به جهت خوردگي ميلگردها و تخريب و انهدام سازة بتني، بههدر ميرود
در جوشكاري پنج نوع اتصال اساسي وجود دارد.
مراحل اجرايي جوشكاري قوس _ الكترود دستي
1-برطرف كردن كليه مواد زائد، ناخالصي ها، آلودگي ها از قبيل چربي، كثافات، رنگ، اكسيدها و پوسته ها از لبه هاي مورد جوش حداقل تا فاصله 15mm از هر طرف قطعه. اصولاً كار به كمك سنگ زني، برس زني و سمباده انجام مي گيرد. روش شيميايي بيشتر براي زدودن چربي ها مي باشد.
2- يخ زدن لبه هاي مورد جوشكاري (Beveling): متناسب با ضخامت ورق و شرايط كار و نهايتاً به كمك استانداردها لبه سازي انجام مي شود. براي ورق هاي ضخيم از لبه سازي (Beveling) دو طرفه و براي ورق هاي با ضخامت متوسط از لبه سازي يك طرفه استفاده مي شود. مسلماً شيار (Groove) نيز مي تواند براي قطعات با ضخامت متوسط از يكطرف و براي قطعات ضخيم در دو طرف قطعه ايجاد شود.
زاويه يخ و شعاع انحناء تحتاني لبه ها بر حسب حساسيت به ترك، پيچيدگي، وزن قطعه در هنگام جوشكاري، نوع الكترود، مهارت جوشكار و هزينه يخ سازي انجام مي گيرد. مثلاً لبه سازي به صورت لاله فلز جوش متري نسبت به لبه سازي به صورت V نياز دارد. يا لبه سازي به شكل V به بعضي ترك خوردگي ها نسبت به شكل لاله (U) حساس تر است و يا قطعات لبه سازي شده از دو طرف نسبت به قطعات لبه سازي شده از يك طرف حساسيت كمتري به پيچيدگي دارند.
البته بعضي اوقات از شكل ظاهري قطعات مي توان استفاده كرده و لبه سازي انجام نمي دهند.
لبه سازي معمولاً به كمك سنگ زني، ماشين كاري و يا با استفاده از Totch و يا قوس انجام مي گيرد كه هر يك مستلزم هزينه مي باشد و به هزينه جوشكاري افزوده مي گردد. در شكل 17 بعضي از علائم اختصاري كه در جوشكاري بكار مي روند آمده است .
3- استقرار اجزاء در كنار يكديگر براي عمليات جوشكاري:
ترجيحاً استقرار قطعات را طوري كنار يكديگر فراهم مي سازند كه راحت ترين موقعيت (Position) براي جوشكاري آنها تامين گردد. در اين راستا مي توان از گيره، نگهدارنده و وضعيت دهند ها استفاده نمود كه اكثراً شرايط كار را خيلي ساده مي كنند.
4- تك بندي (Tack Weld): قطعات در فواصل مناسب بطوريكه از پيچيدگي آنها جلوگيري به عمل آيد و پيچيدگي آنها به حداقل برسد نسبت به يكديگر با خال جوش كنار هم استقرار مي يابند.
5- عمليات جوشكاري
انتخاب الكترود و تنظيم آمپر و قراردادن كار در موقعيتي كه جوشكار احساس راحتي كند. تنظيم آمپر اصولاً روي تكه قراضه اي انجام مي گيرد.
پس از راه اندازي قوس و تنظيم آمپر، قوس را به داخل محل اتصال جهت مي دهند تا فلز جوش در محل اتصال رسوب داده مي شود. لذا جوشكار حركت هاي زير را بايستي همزمان به طور يكنواخت و قابل كنترل انجام دهد اين حركت ها عبارتند از:
الف) تثبيت فاصله نوك الكترود با سطح مذاب حوضچه. در حقيقت الكترود را بايد به سمت حوضچه در اثر مصرف پايين آورد.
ب) حركت الكترود و قوس در سرتاسر مسير جوش كه در اصل تعيين كننده سرعت جوشكاري است. اين حركت توام با حركت هاي زيگزاگي ياموجي شكل است كه هر جوشكار بر حسب عادت يك نوع حركت را انجام مي دهد.
حركت موجي الكترود سبب مي گردد تا سرباره به كناره ها جارو گردد، البته اين حركت بايستي طوري انجام گيرد كه سرباره در جوش حبس نشود و زاويه الكترود نسبت به قطعه و زاويه كار درست انتخاب شود.
قطع قوس به منظور تعويض الكترود بايستي به آرامي انجام گيرد يعني الكترود به آهستگي به عقب كشيده شود تا عيب دهانه آتش فشان در جوش بوجود نبايد بايستي الكترود را به طرف عقب حركت داد و همزمان فاصله قوس را زياد كرد تا قوس خاموش شود. الكترود بعدي كه مورد استفاده قرار گيرد ابتدا بايستي انتهاي حوضچه سنگ بخورد و جوش از جلو شروع شود و به طرف عقب برگردد و مجدداً ادامه يابد. محل تعويض الكترود منبع جدي براي بوجود آمدن عيوب جوش از قبيل سرباره، حباب گاز و فقدان ذوب كامل مي باشد.
در جوشكاري چند پاسه بايستي سرباره از روي هر پاس بطور كامل تميز گردد و سپس جوشكاري در پاس هاي بعدي انجام گيرد. هر پاس حداقل 3/1 پاس زيري را مي پوشاند.
زاويه كار (Work Angle)
زاويه بين الكترود با خط عمود بر جوش در صفحه عرضي را زاويه كار مي گويند.
زاويه راهنما (Lead Angle)
زاويه الكترود با خط عمود بر جوش در صفحه طولي را زاويه راهنما مي گويند. زاويه الكترود سبب مي گردد تا جوشكار بتواند حفره كاسه اي شكل قوس را مشاهده نمايد، علاوه بر آن نيروي قوس سبب مي گردد تا سرباره بطور ناخواسته بطرف جلو حركت كند و همچنين از بروز گودافتادگي كنار جوش (Undercut) جلوگيري مي كند. جوشكار بايستي در انتخاب زاويه كار و زاويه راهنما انتخاب صحيحي انجام دهد.
دسترسي به ماشين جوشكاري: سعي ميشود ماشين جوشكاري تا حد امكان در دسترس جوشكار قرار گيرد تا از مزاحمت كابل ها و تداخل آنها اجتناب شود. كه به تازگي با استفاده از كنترل از راه دور جوشكار مي تواند شدت جريان جوشكاري را خود از محل جوشكاري تنظيم نمايد.
فضاي كارگاه: جوشكاري در فضاي بسته انجام نمي گيرد مگر آنكه تهويه كافي و پرقدرت بر روي فضا تعبيه شده باشد.
نحوه بسته بندي و نگهداري الكترود: معمولاً الكترودها را در بسته هاي به صورت Hermetically airtight به بازار عرضه مي كنند.
بايستي در نگهداري الكترودها در انبار دقت لازم به عمل آيد و آنها را در محلي دور از رطوبت، آب، باران، گرد و خاك، دود، گريس و چربي نگهداري نمود. (جاي خشك بهترين محل است) و اصولاً الكترود را نبايد در انبار روي زمين انباشت نمود بهترين جا قفسه مي باشد.
وسايل مورد نياز:
براي فولادهاي كربن استيل Wire Brush، Chipping Hammer، Helmet، براي فولادهاي زنگ نزن Wire Brush و Chipping Hammer زنگ نزن استفاده مي كنند.
Face Shield، Hand Shield، Gloves، Photo Sensitive Lens، Leathers نيز استفاده مي شود.
گذشته از وسائل ياد شده ايمني نيز در جوشكاري بايستي مورد توجه قرار گيرد. مثلاً جلوگيري از سقوط جوشكار بخاطر برق گرفتگي، همچنين در هنگام جوشكاري گازهاي مضري نظير اوزن O3 به خاطر اشعه ماوراء بنفش، No2 (Nitrogen dioxide) و Phosgene Gas و همچنين اشعه ماوراء بنفش بوجود مي آيند كه براي پوست و تنفس مضر هستند.
معايب و محدوديتهاي روش SMAW
1- با كوتاه شدن الكترود، جوشكار بايد الكترود را تعويض نمايد و اين امر باعث كاهش سرعت و راندمان جوشكاري مي شود.
2- شدت جريان جوشكاري بدليل زياد بودن طول الكترود محدود است. آمپرهاي بالا مانند آنچه در تفنگهاي اتوماتيك يا نيمه اتوماتيك استفاده مي شود غير عملي است زيرا فاصله بين قوس و نقطه تماس الكتريكي در نگهدارنده الكترود (طول الكترود) زياد بوده و شدت جريان جوشكاري بوسيله مقاومت حرارتي زياد الكترود محدود مي شود. درجه حرارت الكترود نبايد از درجه حرارت شكست پوشش (Break Down) بيشتر شود زيرا مواد شيميائي موجود در پوشش با يكديگر يا با هوا واكنش كرده و وظيفه خود را بخوبي در قوس انجام نمي دهند
به نام خدا
سخن بزرگان:
شايد ثمره كلام دلنشين را كه امروز بر زبان مي آوريد فردا بچشيد . ( گاندی)
جوان ايراني
جامعه ایران ،جامعه جوانی است که در آن بهنیازهای جوانانش پاسخ داده نمی شود. جوانانی که به دلیل نرسیدن به خواسته های خودناکام و سرخورده شده اند،به نوعی سعی دارند هنجارهای اجتماعی موجود را زیر سوالببرند و با کناره گیری و پشت پازدن به این هنجارها ،به اعتیاد و سایر آسیب هایاجتماعی روی می آورند. پس بی دلیل نیست که هر روز شاهد کاهش سن آسیب دیدگان اجتماعی،بزه دیدگان ،کاهش سن فحشا و اعتیاد در ایران هستیم
دکتر صفابخش ،از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ،در این رابطه می گوید:برخی از نیازهای جوانان بی پاسخ مانده و فرصت های تحصیلی ،اشتغال ،ازدواج وبه صورت مساوی در اختیار همه جوانان قرار نگرفته است .این مسائل باعث ایجاد سرخوردگی وناکامی در جوانان می شود که این ناکامی خود به خشم منجر می شود .از سوی دیگر جوانانایرانی با این سرخوردگی های عدیده ،جایی برای تخلیه خشم و یا انرژی های مخرب ناشیاز شکست و ...ندارند .پس جوانی که نتواند خشم خود را تخلیه کند مجبور است آن را بهدرون خود بریزد.
با استناد به تئوری مرتون ،ریختن این خشم در درون راعاملی برای کناره گیری از هنجارهای اجتماعی موجود و روی آوردن به اعتیاد و سایرآسیب های اجتماعی و یا حتی خودکشی ذکر می کند و می افزاید :«طبق این تئوری وقتی درجامعه ،فرصت های دسترسیبه اهداف برای همه به صورت مساوی و یکسان وجودنداشته باشد عده ای ممکن است آن اهداف را طرد کنند و یا از طریق دیگری بخواهند بهاهداف خود برسند. این افراد انزوا طلبی را پیشه می کنند ،از نظام اجتماعی کناره گیریمی کنند و سعی می کنند خشم را در درون خود بریزند و مسلما در این حالت به اعتیاد وسایر آسیب های اجتماعی روی می آورند.
”گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می کشاند در حالی که در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است... ”
با اشاره به بحران هویتجوانان ایرانی مي توان گفت : «ریشه این موضوع را باید در دوران نوجوانی که دوران هویتیابی
افراد است ،جستجو کرد .همراه با تغییرات جسمی دوره بلوغ ،نوجوانان در جستجویهویت خویش هستند و اگر نهادهای جامعه پذیر مانند خانواده و آموزش و پرورش بتوانندکارکرد خود را به درستی ایفا کنند و بستر مناسب را برای هویت بخشی به فرد نوجوانمهیا کنند ، فرد دچار بحران هویت نخواهد شد.
«اما اگر ایننهادها نتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند ،احتمال این که فرد برای یافتن هویتخویش به گروه همالان یا همسالان روی بیاورد بسیار زیاد است».
نهادهای جامعه پذیر در گذشته کارکرد بیشتری داشتند ولی هماکنون به دلیل تفاوت های جدی بین دو نسل ، تمام پل های موجود بین نوجوانان و والدیناز بین رفته است و زبان گفتگو و تفاهم بین آنان تضعیف شده است .در مدارس ایران همکه مبحث آموزش ضعیف است و به پرورش نوجوانان هم پرداخته نمی شود .اما رسانه هایگروهی به عنوان سومین نهاد جامعه پذیری تا حدودي توانسته اند در آگاهی رساندنبه نوجوانان نقش داشته باشند.
با شرایط ذکر شده نوجوان به چهارمین نهادجامعه پذیری یا همان گروه همالان روی می آورند که معایب این گروه ذکر شد اما اکنونمشکل از این هم فراتر رفته و این گروه که قبلا قابل مشاهده بود بدلیل استفادهنوجوانان از اینترنت و گپ های اینترنتی به گروه وهمالان مجازی تبدیل شده است و نمی توان در اینرابطه ها به صداقت و درستی طرفین اعتماد کرد.
” در فرهنگ ما شادی های دسته جمعی به درستی تعریف نشده است و نسل جوان ما امکان شادی ندارد... “
یکی دیگر از ویژگی های دوره بلوغ،هیجان طلبی است در حالی که چنین مجاری ایدر جامعه ما پدید نیامده است .بعد از انقلاب هم یک سری مجاری که قبلا برای تخلیههیجان های دوره جوانی وجود داشت ،مسدود شده و دیگر وجود ندارند. از سوی دیگر هیچبرنامه ریزی صحیحی برای اوقات فراغت نوجوانان مهیا نیست. پس گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می کشانددر حالی که در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشدهاست .پس به همان میزان که افراد وقت خود را برای روابط مجازی صرف می کنند از تعاملآنان با دیگران در محیط کار و خانواده کاسته می شود و مسلما وقتی ارتباط تعاملی بهصورت مستقیم باشد آسیب های اجتماعی هم کمتر می شود ولی روابط مجازی و فاصلهدار،آسیب پذیرتر هم می شوند.
دكتر صفابخش با استناد به تحقیقاتی که بر جامعهایرانی و همچنین رفتار تماشاگران ایرانی در مسابقات فوتبال انجام داده می گوید:در فرهنگ ما شادی های دسته جمعی به درستی تعریف نشده است و نسل جوان ما امکان شادیندارد .تمام اتوبوس هایی که بعد از مسابقات شکسته می شوند خون بهایی است که مسئولانحاضرند برای تخلیه جوانان بپردازند تا به آشوبهای شهری منجر نشود .
گرد آورنده : سيد محمد علي حسيني
انجمن عمران دانشگاه آزاد اليگودرز
یکی از روش های تهیه دانه های سبک استفاده از کوره گردان است .وقتی برخی از انواع رس با دانه هایی به ریزی صفر تا دو میکرون در دمای بالاتر از 1000 درجه سانتیگراد در این کوره ها حرارت می بینند ،گازهای ایجاد شده در داخل آنها منبسط می شوند و هزاران سلول هوای ریز تشکیل می دهند .با سرد شدن مواد ،این سلول ها باقی می مانند و سطح آن ها سخت می شود .
مهمترین ویژگی های لیکا عبارتند از :
وزن کم ،عایق حرارت ،عایق صوت ، باز دارنده نفوذ رطوبت، مقامت در برابر یخ زدگی ،تراکم ناپذیری تحت فشار ثابت و دائمی ،فساد ناپذیری ،مقاومت در برابر آتش و PH نزدیک به نرمال .
وزن کم این دانه ها و در نتیجه هزینه حمل پایین آن باعث شده است تا از لیکا در پر کردن فضاهای خالی استفاده شود .در کاربرد های خاص نظیر زیرسازی ساختمان و تسطیح و شیب بندی بام ،خواص عایق حرارتی و دوام لیکا مشخصات فنی مناسبی برای آن فراهم می کند .
در راهسازی نیز از تراکم ناپذیری لیکا برای کنترل نشست پلاستیک بستر های سست استفاده می شود .همچنین جذب آب مناسب ،تخلخل و دوام لیکا آن را برای کشاورزی بدون خاک مناسب ساخته است . همین خواص باعث شده است تا در تصفیه فاضلاب های خانگی از فیلتر های ساخته شده از لیکا استفاده شود.
ویژگی های بتن لیکا
خواص لیکا باعث شده است تا در بتن سبک لیکا کاربردهای فراوانی داشته باشد . مهمترین ویژگی های بتن لیکا عبارتند از ،وزن کم ،سهولت حمل و نقل ،بهره وری بالا هنگام اجرا ،سطح مناسب برای اندود کاری ،مقاومت و باربری در شرایط خاص ،عایق حرارت ،مقاومت در برابر آتش ،عایق صدا مقاومت در برابر یخ زدگی ،بازدارندگی در برابر نفوذ رطوبت و دوام در برابر مواد آهکی .
متناسب با وزن و مقاومت مورد نظر از بتن سبک لیکا به عنوان پر کننده ،عایق و یا باربر استفاده می شود . بتن لیکا می تواند درجا ریخته شود و یا به صورت بلوک ،اجزای ساختمانی و سایر قطعات پیش ساخته به کار رود . در هر مورد متناسب با کاربرد و روش اجرا از دانه بندی های مناسب لیکا استفاده می شود .
بتن های پرکننده و عایق اغلب در پی سازی و زیر سازی ساختمان ،شیب بندی کف و بام ،بلوک ها یا اجزای دیوارهای جداکننده و محیطی غیر باربر به کار می روند .
در حالی که از بتن های سبک سازه ای – که البته عایق نیز خواهند بود – در ساخت اجزای مقاوم نظیر بلوک های باربر ،پانل های دیواری و سقفی مسلح و نیز اسکلت بتن مسلح ساختمان ها استفاده می شود .قابل توجه است که به دلیل الزامات مقاومت و دانه بندی ،تنها با استفاده از دانه های لیکا می توان در ایران بتن سبک سازه ای ساخت .
|
اندازه |
کاربرد |
|
(لیکای درشت )بادامی 10-20mm |
پی ،پرکننده سبک،تولید بلوک کف ،عایق سازی کف ،سقف عایق سازی ابنیه تسطیح بام ،زیر سازی ساختمان ،زهکشی |
|
(لیکای متوسط)نخودی 3-10mm |
تولید بتن سبک لیکا ،تولید بلوک ،دال و اجزای ساختمانی ،زیر سازی ساختمان |
|
لیکاری ریز و بسیار ریز 0-3mm |
تولید بلوک ،دال و اجزای ساختمانی تولید بتن سبک ،تولید اندود و ملات لیکا |
جدول کاربردهای لیکا بر حسب اندازه دانه ها
منبع : ماهنامه پیام ساختمان و تاسیسات شماره 18
مقدمه:
اگر سابقه ي صنعت و چگونگي رشد آن در كشورهاي جنوب شرقي آسيا را مورد مطالعه قرار دهيم به اين مطلب خواهيم رسيد كه در كمتر مواردي اين كشورها داراي ابداعات فن آوري بوده اند و تقريبا در تمامي موارد، كشورهاي غربي (آمريكا و اروپا( پيشرو بوده اند. پس چه عاملي باعث اين رشد شگفت آور و فني در كشورهاي خاور دور گرديده است؟
در اين نوشتار به يكي از راهكارهاي اين كشورها در رسيدن به اين سطح از دانش فني مي پردازيم.
در صورتي كه به طور خاص كشور ژاپن را زير نظر بگيريم، خواهيم ديد كه تقريبا تمامي مردم دنيا از نظر كيفيت، محصولات آنها را تحسين مي كنند ولي به آنها ايراد مي گيرند كه ژاپني ها از طريق كپي برداري از روي محصولات ديگران به اين موفقيت دست يافته اند.
اين سخن اگر هم كه درست باشد و در صورتي كه كپي برداري راهي مطمئن براي رسيدن به هدف باشد چه مانعي دارد كه اين كار انجام شود.اين مورد، به خصوص درباره ي كشورهاي در حال توسعه ويا جهان سوم به شكاف عميق فن آوري بين اين كشورها و كشورهاي پيشرفته ي دنيا، امري حياتي به شمار مي رود و اين كشورها بايد همان شيوه را پيش بگيرند(البته در قالب مقتضيات زمان و مكان و ساير محدوديت ها) به عنوان يك نمونه، قسمتي از تاريخچه ي صنعت خودرو و آغاز توليد آن در ژاپن را مورد بررسي قرار مي دهيم:
توليد انبوه خودرو در ژاپن قبل از جنگ جهاني دوم ودر سال 1920 بوسيله ي كارخانه هاي "ايشي كاواجيما" آغاز شد كه مدل ژاپني فورد آمريكايي را كپي كرده و به شكل توليد انبوه به بازار عرضه نمود.
همچنين شورلت ژاپني AE جزو اولين خودرو هاي كپي شده آمريكايي توسط ژاپني ها بود كه به تعداد زياد توليد مي شد. سپس با تلاش هاي فراواني كه انجام شد(آنهم در شرايط بحراني ژاپن در آن دوره) مهم ترين كارخانه ي خودرو سازي ژاپن يعني "تويوتا" درسال 1932 فعاليت خود را با ساخت خودرويي با موتور "كرايسلر" آغاز نمود ، در سال 1934، نوع ديگري از خودرو را با موتور"شورلت" ساخته و وارد بازار نموده و از سال 1936، اولين تلاش ها براي ساخت خودروي تمام ژاپني آغاز شد. البته تا مدت ها ژاپني ها مشغول كپي برداري از اتومبيل هاي آمريكايي و اروپايي بودند.
آنها خودروي پاكارد و بيوك آمريكايي و رولزرويس، مرسدس بنز و فيات اروپايي را نيز توليد كردند كه همين توليدها زمينه ساز گسترش فعاليت خودروسازي ژاپن شد و سرانجام در دهه ي 1960 ميلادي پس از سعي و كوشش فراوان ، اولين اتومبيل تمام ژاپني كه ضمنا داراي استاندارد جهاني بود، توليد و به بازار عرضه شد.
در تمامي مطاب فوق رد پاي يك شگرد خاص و بسيار مفيد به چشم مي خورد كه "مهندسي معكوس"(Reverse Engineering ) نام دارد . مهندسي معكوس روشي آگاهانه براي دستيابي به فن آوري حاضر و محصولات موجوداست. در اين روش، متخصصين رشته هاي مختلف علوم پايه و كاربردي از قبيل مكانيك، فيزيك و اپتيك، مكاترونيك، شيمي پليمر، متالورژي،الكترونيك و ...جهت شناخت كامل نحوه ي عملكرد يك محصول كه الگوي فن آوري مذكور مي باشد تشكيل گروه هاي تخصصي داده و توسط تجهيزات پيشرفته و دستگاه هاي دقيق آزمايشگاهي به همراه سازماندهي مناسب تشكيلات تحقيقاتي و توسعه هاي R&D "سعي در به دست آوردن مدارك و نقشه هاي طراحي محصول فوق دارند تا پس از مراحل نمونه سازي (Prototyping) و ساخت نيمه صنعتي (Pilot plant) در صورت لزوم ، توليد محصول فوق طبق استاندارد فني محصول الگو انجام خواهد شد . همان گونه كه اشاره شد استفاده از روش مهندسي معكوس براي كشورهاي در حال توسعه يا عقب مانده روش بسيار مناسبي جهت دسترسي به فن آوري ، رشد و توسعه ي آن مي باشد. اين كشور ها كه در موارد بسياري از فن آوري ها در سطح پاييني قرار دارند، در كنار روش ها و سياست هاي دريافت دانش فني، مهندسي معكوس را مناسب ترين روش دسترسي به فن آوري تشخيص داده و سعي مي كنند با استفاده از روش مهندسي معكوس، اطلاعات و دانش فني محصولات موجود ، مكانيزم عمل كرد و هزاران اطلاعات مهم ديگر را بازيابي كرده و در كنار استفاده ار روش هاي مهندسي مستقيم (Forward Engineering) و روش هاي ساخت قطعات ، تجهيزات ، تسترهاي مورد استفاده در خط منتاژ و ساخت مانند قالب ها ،گيج و فيكسچر ها و دستگاههاي كنترل، نسبت به ايجاد كارخانه اي پيشرفته و مجهز جهت توليد محصولات فوق اقدام نمايند. همچنين ممكن است مهندسي معكوس، براي رفع معايب و افزايش قابليت هاي محصولات موجود نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. به عنوان مثال در كشور آمريكا ، مهندسي معكوس توسط شركت "جنرال موتور" بر روي محصولات كمپاني "فورد موتور" و نيز برعكس، براي حفظ وضعيت رقابتي و رفع نواقص محصولات به كار برده شده است.
بسياري از مديران كمپاني هاي آمريكايي، هر روز قبل از مراجعت به كارخانه، بازديدي از جديدترين محصولات عرضه شده در فروشگاه ها ونمايشگاه هاي برگزار شده انجام داده و جديدترين محصولات عرضه شده مربوط به محصولات كمپاني خود را خريداري نموده و به واحد تحقيق و توسعه (R&D) تحويل مي دهند تا نكات فني مربوط به طراحي وساخت محصولات مذكور و آخرين تحقيقات ، هر چه سريع تر در محصولات شركت فوق نيز مورد توجه قرار گيرد.
جالب است بدانيد كه مهندسي معكوس حتي توسط سازندگان اصلي نيز ممكن است به كار گرفته شود . زيرا به دلايل متعدد، نقشه هاي مهندسي اوليه با ابعاد واقعي قطعات (مخصوصا زماني كه قطعات چندين سال پيش طراحي و ساخته و به دفعات مكرر اصلاح شده اند)مطابقت ندارد براي مثال جهت نشان دادن چنين نقشه هايي با ابعاد واقعي قطعات و كشف اصول طراحي و تلرانس گذاري قطعات، بخش ميكروسويچ شركت(Honywell) از مهندسي معكوس استفاده نموده و با استفاده از سيستم اندازه گيري CMM (Coordinate Measuring Machine) با دقت و سرعت زياد ابعاد را تعيين نموده و به نقشه هاي مهندسي ايجاد شده توسط سيستم CAD منتقل مي كنند.
متخصصين اين شركت اعلام مي دارند كه روش مهندسي معكوس و استفاده از ابزار مربوطه، به نحو موثري زمان لازم براي تعمير و بازسازي ابزارآلات ، قالب ها و فيكسچرهاي فرسوده را كم مي كند و لذا اظهار مي دارند كه "مهندسي معكوس زمان اصلاح را به نصف كاهش مي دهد."
مهندسين معكوس، اضافه بر اينكه بايد محصول موجود را جهت كشف طراحي آن به دقت مورد مطالعه قرار دهند، همچنين بايد مراحل بعد از خط توليد يعني انبارداري و حمل و نقل را از كارخانه تا مشتري و نيز قابليت اعتماد را در مدت استفاده ي مفيد مورد تجزيه و تحليل قرار دهند. چرا كه مثلا فرايند آنيلينگ مورد نياز قطعه،ممكن است براي ايجاد مشخصات مورد نظر در هنگام عمل كرد واقعي محصول يا در طول مدت انبارداري و حمل و نقل طراحي شده و لزوم وجود آن تنها در هنگام اجراي مراحل مذكور آشكار خواهد شد.
چه بسا كه بررسي يك پيچ بر روي سوراخي بر بدنه ي محصول(كه به قطعات و اجزاي ديگر متصل نشده) ، متخصصان مهندسي معكوس را ماه ها جهت كشف راز عملياتي آن به خود مشغول كند، غافل از اينكه محل اين پيچ، امكاني جهت تخليه ي هوا، تست آب بندي يا امكان دسترسي به داخل محصول جهت تست نهايي مي باشد. از سوي ديگر مهندسين معكوس بايد عوامل غير مستقيمي را كه ممكن است در طراحي و توليد محصول مذكور تاثير بگذارند، را به دقت بررسي نمايند. به دليل اينكه بسياري از اين موارد با توجه به خصوصيات و مقتضيات زماني و مكاني ساخت محصول مورد نظر، توسط سازندگان اصلي توجيه پذير باشد اما ماجراي آن به وسيله ي مهندسين معكوس فاجعه ساز باشد. مثلا فرايند توليد قطعات تا حدود قابل توجهي بستگي به تعداد محصولات مورد نياز و ... دارد . اگر تعداد محصولات مورد نياز جهت كشور ثانويه در بسيار كمتر از كشور اصلي كه در حد جهاني و بين المللي فعاليت نموده ، باشد پس به عنوان مثال تعيين فرايند يك قطعه با باكاليتي (نوعي مواد پليمري) از طريق ساخت قالب هاي چند حفره اي با مكانيزم عملكرد خود كاربا توجه به معضلات پخت قطعه در داخل قالب ، مي تواند براي مجريان مهندسي معكوس فاجعه ساز باشد ( اگركه اين مهندسان از فرايند هاي ساده تر با توجه به تيراژ توليد محصول و نيز خصوصيات تكنولوژيكي كشور خود استفاده نكنند.) بنابراين، مرحله ي بعد از كشف طراحي، تطبيق طراحي انجام شده بر مقتضيات زماني و مكاني كشور ثانويه مي باشد كه بايد به دقت مورد توجه متخصصين مهندسي معكوس واقع شود.
خلاصه اينكه مهندسي معكوس ممكن است يك كاربرد غير معقول و نامناسب از كاربرد هنر و علم مهندسي به نظر برسد، اما آن يك حقيقت از زندگي روزمره ي ما به شمار مي رود.
به ندرت دانشجويي يافت ميشود که بتواند به روشني معماري را تعريف کند. تعريف معماري در فرهنگ لغت عبارت است از: هنر و علم طراحي و بناي ساختمانها.
معماري به عنوان اجتماعيترين هنر بشري با فضاي اطراف انسان مرتبط است. حضور فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آينده، لحظهاي از زندگي روزمره آدميان غايب نبوده و نخواهد بود. شهرها پر از ساختمانهايي هستند که با استفاده از هنر و مهارتهاي علمي و رياضي طراحي شدهاند. اين مهارتها در ترکيب با هم عناصر زيباييشناسي ناميده ميشوند. اصول زيباييشناسي برگرفته از هنر، علم و رياضيات در طراحي معماري مورد استفاده قرار ميگيرند، مثل کاربرد خط، شکل، فضا، نور و رنگ براي ايجاد يک الگو، توازن، ريتم، کنتراست و وحدت. اين عناصر در کنار هم به معماران اجازه ميدهند تا ساختمانهاي زيبا و مفيد خلق کنند. به بيان بهتر، اصول زيباييشناسي به اضافه جنبههاي ساختاري به ساختن يک ساختمان موفق کمک ميکند.
موضوع معماري درباره فضاست. تعاريف مختلفي كه تاكنون از معماري ارائه شده است، اغلب به گونهاي بر اهميت فضا در معماري تاكيد ميكنند، بطوريكه وجه مشترك بسياري از اين تعاريف، در تعريف معماري به عنوان فن سازماندهي فضا است. به عبارت ديگر موضوع اصلي معماري اين است كه چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و روشهاي مختلف، به نحوي خلاق سازماندهي كنيم. از ديدگاه اگوست پره(Auguste Perret) ، معماري هنر سازماندهي فضاست و اين هنر از راه ساختمان بيان ميشود. ادوارد ميلر اپژوكوم (Edvard Miller Upjokom) نيز معماري را هنر ساختن و هدف كلي آن را محصور كردن فضا براي استفاده بشر تعريف ميكند. به گفته لامونت مور (Lamont Moore) نيز معماري هنر محصور کردن فضا جهت استفاده بشر است.
گروه معماری Fung و Hodgetts به منظور حفظ و بازسازی تاريخچه غنی يکی از نمادهای شهر لوس آنجلس يعنی بزرگترين آمفی تاتر طبيعی در ايالات متحده آمريکا که پوسته ای منحنی شکل و سفيد و کرم رنگ است ، طرح جديدی ارائه داده اند. اين طرح به منظور تحقق بخشيدن به خواسته های سازندگان آن در جهت رسيدن به کلاس جهانی در زمينه تکنولوژی پيشرفته آکوستيکی مي باشد .
طرح آمفی تاتر شامل يک نو گنبد جديد ، سيستم ديجيتال پيشرفته تقويت صدا و يک فضای بزرگ برای اجرای برنامه می باشد . جناحين گنبد با الهام از گنبد اوليه هاليوود که در دهه بيست ساخته شده بود ، به صورت پله پله ای طراحی شده است ، در پشت طرفين گنبد فضاهای جنبی مورد نياز جهت اجرای برنامه قرار گرفته است .

سه برج در قسمت بيرونی گنبد قرار گرفته اند که بلندگوها را که به صورت عمودی چيده شده اند را نگه ميدارند . اين برجها در قسمت پايين گنبد جهت تکميل فرم بيضی شکل و همچنين کنترل حرکت يکپارچه فرم قوسی گنبد (سايه بان) ، فرمی حلقه وار به خود گرفته اند .

بعلاوه جهت نگه داشتن تجهيزات آکوستيکی با بالاترين کيفيت صدا ، طرح جديد آمفی تاتر سطح محوطه نمايش را تا 30% افزايش می دهد ، تا جوابگوی تعداد اجرا کننده گان ارکستر سمفونی باشد (قبل از اين بازسازی ، تعدادی از موزيسين ها مجبور بودند که بيرون از فضای گنبد به اجرای برنامه بپردازند ) توسعه فضای سقف گنبد و ساختن فرم بيضی شکل معلق که با حالتی نمايشی جا به جا می شود ، ارتفای فضای سن را به 60 فوت افزايش مي دهد .
راه حل معماران طرح جديد جهت ساختن پوسته ای جديد برای گنبد با الهام گيری از گذشته پربار و با شکوه و پرزرق و برق آمفی تاتر قديمی می باشد . جهت رسيدن به چنين ديدگاهی ، معماران طرح يک سری تجهيزات آکوستيکی مهندسی رو طراحی کرده اند ، شاخصترين اين تجهيزات يک سايه بان عضيم آکوستيکی مي باشد که همچون حلقه ای بيضی شکل بر بالای سن معلق است و صدا را از تمام قسمتهای سن انعکاس ميدهد .

رديفی از منابع نورانی در اطراف اين حلقه بيضی شکل قرار گرفته اند که مطابق با نوع موزيک تغيير مي کنند ، تکنولوژی به کار رفته در سايبان آکوستيکی به اجرا کنندگان اين امکان را مي دهد که صدای هم ديگر را از ديگر نقاط سن بشنوند ، که چنين امری قبلا امکان نداشت ، تجهيزات صوتی و نوری در بالای اين سايه بان آکوستيکی قرار گرفته اند که برای اجرای برنامه ها مي توانند به کار روند
اجرای اين گنبد به عهده فرمانداری منطقه لوس آنجلس و گروه ارکستر سمفونی لوس آنجلس است

نتايج يك بررسي نشان ميدهد: شوش پايتخت سياسي هخامنشيان . نتايج يك بررسي نشان داده كه يكي از شاهان هخامنشي برخلاف تصور كه شاهان آن دوره در تخت جمشيد بودهاند بيشتر در شوش حضور داشته است، از اينرو ميتوان شوش را پايتخت سياسي و واقعي آن دوره معرفي كرد . به گزارش ميراث آريا( (CHTN عبدالمجيد ارفعي درپنجاه و سومين نشست از سلسله نشستهاي مركز پژوهشي ميراث مكتوب عصر با بيان اين مطلب به تاريخچه انتقال گل نبشتهها به آمريكا اشاره كرد و گفت: رمز گشايي اين آثار توسط آرنو پوبل، ريچارد هلك، جرج كامرون و پيير پوور انجام شد .وي با بيان اين موضوع كه بيشتر گل نوشتههاي هخامنشي سفرنامههاي شاهان است .ادامه داد:اين لوحها به جز تنها يك متن از سال نهم (513 پ.م ) كه تاكنون شناسايي شدهاند متعلق به دوران پادشاهي داريوش بزرگ (كه نام وي درگل نبشتهها آمده و نيز كبيسه بودن سال 22) ازسال سيزدهم (509 پ. م ) تا پايان سال بيست و هشتم (494 پ.م )هستند.
ارفعي كه تز دكتري خود را با عنوان «زمينههاي جغرافيايي گل نبشتههاي تخت جمشيد » در دانشگاه شيكاگو گذرانده است خاطرنشان كرد: تا كنون تعداد 2087 متن توسط هلك خوانده شدهاند كه همگي د ركتاب وي با عنوان Persepolis Fortification Tablets به چاپ رسيدهاند . از ميان آنها تعداد 74 گل نبشته توسط استاد پوبل ، 43 عدد توسط كامرون و 13 عدد توسط پوور خوانده شدهاند . هلك از سال 1969تا 1980 يعني تا زمان مرگ، 2586 گل نبشته را خوانده كه از ميان آنها 33 متن را در مجله DAFI شماره 8 به چاپ رسانده است . كامرون نيز متن 150گل نبشته ديگر راكه به ايران بازگردانده شده ، خوانده كه به چاپ نرسيده و اكنون توسط دكتر ارفعي دوباره خواني شده و به همراه 14 گل نبشته ديگر براي چاپ آماده شده .
در ادامه اين جلسه سيد احمد محيط طباطبايي به پيشينه ماجراي كشف گلنوشتهها و لوحها و وضعيت كنوني آن پرداخت و گفت:اين مسئله به كشفيات باستانشناسي گروه هرتسفلد از موسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو در سال 1312 باز ميگردد و گفته شده تعداد اين الواح 000/30 قطعه بوده كه در 50 صندوق به امانت به آمريكا برده شده و در سال 1377 با شروع فعاليت دكتر ارفعي و پيگيري ايشان در تعيين تكليف اين الواح در مركز شرق شناسي شيكاگو تعدادي به ايران بازگشته و مابقي به دليل مسائل غير علمي هنوز باز نگشته است.
حسن رضايي باغ بيدي ، دكتراي فرهنگ و زبان باستاني و مدير گروه فرهنگ و زبانهاي باستاني دانشگاه تهران نيز در اين نشست گفت: به استناد گل نوشتهها تحول اقتصادي بزرگي در زمان داريوش ايجاد شده است .
وي افزود: گل نبشتهها و الواح بسياري از نكات تاريخي را روشن ميسازد، از جمله تبديل تدريجي داد و ستد به حساب به صورت نقدي.
ساختمان مسكوني از نظر اسكلت بايد نه تنها مقاوم در برابر نيروهاي زلزله ساخته شود، بلكه بايد داراي دوام لازم در مدت زمان پيشبيني شده براي بهرهبرداري از آن نيز باشد. اگرچه از نظر كاركرد اقتصادي ميتوان بخشهايي از ساختمان را از مصالح سبك بنا نمود، اما اسكلتي كه بتواند كاركرد درست داشته باشد معمولاً وزن قابل ملاحظهاي از ساختمان را به خود اختصاص ميدهد. با افزايش ارتفاع و به تبع آن نيروهاي حاصل از زلزله مقاطع باربر ساختمان بسيار بزرگ شده و تكانهاي ناشي از نيروي زلزله، در طبقات فوقاني شديد ميشود (شتاب و تغيير مكانهاي بيشتر از حد مجاز). براي اجتناب از اين مسائل، روشي تحت عنوان سوپرفريم R.C براي اسكلت ساختمان، در كشور ژاپن، ابداع شده و به عنوان جديدترين فناوري به مورد اجرا گذاشته شده است. با توجه به امكان انطباق و اجراي اين روش با پتانسيلهاي موجود در داخل كشور، روش سوپرفريم به عنوان يك روش اقتصادي و فني جهت اجراي ساختمان برج مسكوني پرديسان تبريز انتخاب شده است. پيشگفتار با توجه به قرار گرفتن كشور ما بر روي كمربند زلزلة آلپ – هيماليا، سالانه تعداد قابل ملاحظهاي زلزله در آن رخ ميدهد. براساس آمار موجود، تقريباً همه ساله، يك زلزله با بزرگي بيش از 6 ريشتر و، در هر چند سال، يك زلزله مخرب بزرگتر از 7 ريشتر، در كشور، رخ ميدهد. اين مسأله نشان ميدهد كه توجه كردن به پايداري ساختمان، در برابر زلزله، يك ضرورت اصلي است. اگرچه در سالهاي اخير بلند مرتبهسازي در كشور رونق فراواني يافته است، اما اغلب، روش ساخت به صورت سنتي انجام پذيرفته و تنها با بزرگ كردن ابعاد يك ساختمان سنتي دو يا سه طبقه اقدام به ساخت بناهاي بيست طبقه و يا بلندتر شده است. واضح است كه، با تكيه بر روشهاي سنتي، نميتوان ساختمان بلندي كه در برابر زلزلههاي مخرب مقاوم باشد، ساخت. حتي اگر كليه ضوابط آييننامه زلزله از نظر طراحي و محاسبات رعايت شده باشد، با اجراي سنتي و دخالت انسان در اجزاي مقاوم كننده ساختمان همانند بتنريزيها و جوشكاريها هرگز نميتوان به يك سازه مناسب دست پيدا كرد. ساختمان حتي اگر در محدوده كوچكي اشكال اجرايي داشته باشد، در زمان وقوع زلزله از آن ناحيه، آسيبديده و خرابي به ساير نقاط سرايت خواهد نمود. فناوريهاي نو تلاش ميكنند تا دخالت انسان را در حين ساختن به حداقل رسانده و با صنعتي كردن اجرا، يك ساختمان همگن و مطمئن بنا نمايند. يكي از روشهاي مدرن و مناسب براي كشور ما روش سوپرفريم R.C است كه در سالهاي اخير، به خصوص پس از وقوع زلزله مخرب كوبه در كشور ژاپن، ابداع شده و هم اكنون ساختمانهاي بلند مسكوني زيادي را با آن روش به مورد اجرا ميگذارند. در اين روش ضمن كاهش مقاطع باربر، با پيشساخته نمودن ستونها و همچنين كنترل حركات ساختمان در حين زلزله و جذب انرژي به وسيله ميراگرهاي هيدرومكانيكي، يك ساختمان مطمئن از نظر رفتار در برابر نيروها و بسيار مناسب براي سكونت ساخته ميشود. ساختمان فلزي يا بتن آرمه در كشور ژاپن ترجيح ميدهند كه ساختمانهاي مسكوني را با اسكلت بتن آرمه بنا كنند. اسكلت فلزي بيشتر براي اجراي ساختمانهاي اداري و تجاري، ايستگاهها و غيره مورد استفاده قرار ميگيرد. دليل انتخاب اسكلت بتن آرمه، را براي ساختمانهاي مسكوني، ميتوان به شرح زير بيان نمود: ? ساختمانهاي بتن آرمه اغلب ارزانتر از ساختمانهاي فلزي ساخته ميشوند. ? ساختمانهاي بتن آرمه در مقابل سوانح آتشسوزي و انفجار دوام بيشتري دارند. ? در ساختمانهاي بتن آرمه، انتقال صوت بين طبقات (با توجه به اهميت آن به خصوص در كاشانههاي مسكوني) كمتر است. ? با توجه به هماهنگي مناسب بين اجزاي جذب كننده نيروهاي زلزله و اسكلت (با قراردادن ديوار برشي) رفتار ساختمان مناسبتر خواهد بود. توصيههاي طراحي و ساخت اغلب آييننامههاي زلزله براي ساختن بناهاي مقاوم در برابر زلزله توصيههايي را ارائه مينمايند. ابداع هرنوع فناوري بايد اين توصيهها را در برگيرد : ? پلان ساختمان به شكل ساده و متقارن در دو امتداد عمود بر هم و بدون پيشآمدگي و پسرفتگي زياد باشد و از ايجاد تغييرات نامتقارن پلان در ارتفاع ساختمان نيز احتراز شود. ? عناصري كه بارهاي قائم را تحمل مينمايند در طبقات مختلف بر روي هم قرار داده شوند تا انتقال بار اين عناصر به يكديگر با واسطه عناصر افقي صورت نگيرد. ? عناصري كه نيروهاي افقي ناشي از زلزله را تحمل ميكنند موكداً طوري طراحي شوند كه انتقال نيروها به سمت شالوده به طور مستقيم انجام شود و عناصري كه با هم كار ميكنند در يك صفحه قائم قرار داشته باشند. ? براي كاهش نيروهاي پيچشي ناشي از زلزله، مركز جرم هر طبقه بر مركز سختي آن طبقه منطبق و يا فاصله آنها در هريك از امتدادهاي ساختمان از 5 درصد بعد ساختمان در آن امتداد كمتر باشد. ? از احداث طرههاي بزرگتر از 5/1 متر حتيالمقدور احتراز شود. ? از ايجاد سوراخهاي بزرگ و مجاور يكديگر در ديافراگمهاي كفها خودداري شود. ? با به كار بردن مصالح سازهاي با مقاومت زياد و مصالح غيرسازهاي سبك، وزن ساختمان به حداقل رسانده شود. ? ساختمان و اجزاي آن به نحوي طراحي گردد كه داراي شكلپذيري مناسب باشند. ? ساختمان به نحوي طراحي گردد كه عناصر قائم (ستونها) ديرتر از عناصر افقي (تيرها) دچار خرابي شوند. ? اعضاي غيرسازهاي، به خصوص ديوارهاي داخلي و نماها، طوري اجرا شوند كه حتيالامكان مزاحمتي براي حركت اعضاء سازهاي در جريان زلزله ايجاد نكنند. در غير اينصورت اثر اندركنش اين اعضا با سيستم سازهاي بايد در تحليل سازه در نظر گرفته شود. ? اعضاء و قطعات غيرسازهاي، به خصوص قطعات نما و شيشهها، آنچنان طراحي و اجرا شوند كه در هنگام وقوع زلزله از سازه جدا نشده و با فرو ريختن خود ايجاد خسارات احتمالي جاني و مالي نمايند. ? روش ابداعي سوپرفريم نه تنها توصيههاي مذكور را در نظر ميگيرد بلكه با ملحوظ نمودن انواع توصيههاي ايمني ديگر مانند آتشسوزي و انفجار و … مسائل جديدي را از ديد اجراي بخشهاي تأسيساتي در نظر گرفته دارد تا علاوه بر دسترسي آسان به كليه بخشهاي تأسيساتي، هرگونه تعمير و تعويض در آنها بدون ايجاد مزاحمت، براي ساير همسايهها، عملي شده و همه دسترسيها از داخل خود واحدها صورت گيرد. اجزاي اصلي سازه سوپرفريم R.C با تشريح اسكلت يك ساختمان اجرا شده، به روش سوپرفريم، ميتوان به نحوه كاركرد آن پي برد. شكل (1) به طور شماتيك اسكلت و شكل (2) نماي چنين ساختماني را نشان ميدهد. همانطور كه ملاحظه ميشود، بخشهاي باربر ساختمان ازشش جزء تشكيل شده است. اين اجزاي را ميتوان به صورت زير تشريح نمود: 1- سوپروال سوپروال يا ديوار برشي مركزي هسته اصلي باربر نيروهاي قائم و به خصوص نيروهاي زلزله ميباشد كه با مقطع I شكل اجرا ميشود. اين ديوار برشي، كه در هسته ساختمان قرار ميگيرد، از بخش پايين بر روي فونداسيون قرار گرفته و در بخش بالاي خود به سوپربيم منتهي ميشود. ديوار برشي به صورت بتن در جا، اجرا ميگردد كه بتن آن در بخشهاي پايين بتن با مقاومت بالاست. با در نظر گرفتن شكلپذيري ساختمان، مقاومت بتن سوپروال از 60 نيوتن بر ميليمترمربع در بالاي فونداسيون به مرور به مقدار 36 نيوتن بر ميليمترمربع در بخش بالايي آن كاهش مييابد. آرايش ميلگرد آن براساس انجام آزمايشهايي، بر روي قطعات مدل، طراحي شده است. از نظر اجرايي، سوپروال هميشه دو طبقه جلوتر از اجراي كفها پيش ميرود تا وقفهاي در كار ايجاد نشود. شبكة ميلگردهاي اين بخش، به دليل سنگيني زياد در سطح زمين ساخته شده و به وسيله جرثقيل برجي در محل خود نصب ميشود. جرثقيل برجي بايد حداقل قادر به جابجايي 10 تن بار باشد. شكل (3) مراحل اجراي ديوار برشي را نشان ميدهد. 2- ستونهاي اتصالي در طرح سوپرفريم، در هريك از نماهاي ساختمان دو ستون اتصالي و جمعاً به تعداد هشت عدد، اجرا ميگردد. اين ستونها كه بزرگترين مقطع (ستون) را در ساختمان دارند (مقطع 1/1 * 1/1 متر) به دليل قرار گرفتن در نماي ساختمان، فضاي داخلي را اشغال نميكنند. وظيفه اصلي اين ستونها، انتقال نيروي زلزله از بالاي ساختمان بر روي پي ميباشد. اين ستونها به صورت پيشساخته در سطح كارگاه ساخته ميشوند. با توجه به اهميت آنها در محافظت ساختمان از تصادم اشياي خارجي در حين بهرهبرداري و با عنايت به كاركرد آنها، كنترل كاملاً دقيقي بر روي قطعات پيشساخته انجام ميشود و اگر بتن ستوني مناسب نبوده باشد آن ستون از رده خارج ميشود. مقاومت بتن در اين ستونها نيز به صورت هماهنگ با سوپروال از 60 تا 36 نيوتن بر ميليمترمربع متغير است. در شكل (4) ستونهاي پيشساخته دپو شده در محل كارگاه نشان داده شده است. 3- لوازم جذب انرژي (ميراگرها) يك ساختمان بلند بايد در مقابل تكانهاي شديد ناشي از زمينلرزه رفتار كاملاً پيشبيني شدهاي را داشته باشد. قراردادن لوازم جذب انرژي اگرچه از حدود 30 سال پيش در دنيا رواج پيدا كرده است، اما گذاشتن نوع خاصي از آنها در بالاي ساختمان، تنها در تكنيك سوپرفريم استفاده ميشود. لوازم جذب انرژي كه همانند يك كمك فنر بسيار بزرگ عمل ميكنند رفتار ساختمان را كنترل كرده و سطح تنشها را به ميزان قابل ملاحظهاي كاهش ميدهند. در ساختمان سوپرفريم با ارتفاع 33 طبقه تعداد 32 عدد از آنها كه چهار عدد بر روي هر ستون اتصالي قرار ميگيرد نصب خواهد شد. بنابراين در هنگام وقوع زلزله، نيروهاي حاصل از زلزله بر ديافراگمهاي هر طبقه اثر كرده و نيروها به سوپروال منتقل ميشود. سوپروال با جذب نيروها تغيير مكانها را به بالاترين نقطه ساختمان منتقل ميكند. تغيير مكانها به چهار عدد سوپربيم كه در بالاي سوپروال قرار ميگيرند منتقل شده و از طريق آنها به لوازم جذب انرژي انتقال مييابند. اين لوازم هم به صورت فشاري و هم كششي عمل كرده و نيروهاي زلزله را پس از كاهش دادن بر روي ستونهاي اتصالي منتقل ميكنند و همانطور كه ذكر شد، نيروها سپس از طريق ستونهاي اتصالي به صورت قائم بر روي پي منتقل ميشوند. در شكل (5) تصوير ميراگرهاي نصب شده برروي ساختمان مشاهده ميگردد. 4- سوپربيم در بالاترين بخش اسكلت ساختمان چهار عدد تير با مقطع بزرگ (00/1 * 00/4 متر) بر بالاي سوپروال قرار ميگيرند كه تغيير مكانهاي آنرا به لوازم جذب انرژي منتقل مينمايند. اين تيرها كاركرد بسيار حساسي را در هنگام وقوع زلزله و يا برخورد يك شيء خارجي به ساختمان از خود نشان ميدهند. تصوير سوپربيم از منظره پايين آن در شكل (6) ارائه شده است. 5- ستونهاي ساده ساختمان با سوپرفريم، فري پلان (Free Plan) نيز ناميده ميشود واين بدان معنا است كه به دليل مسطح بودن كفها و عدم وجود ستونهاي مياني زياد (تنها يك ستون مياني در يك كاشانه 235 مترمربع وجود دارد) ميتوان هر نوع پلان دلخواه را در هر طبقه پياده نمود. درحقيقت نه تنها تكنيك سوپرفريم، از منظر سازهاي، آخرين دستاورد به شمار ميرود بلكه اين تكنيك، از نظر معماري، نيز به آخرين دستاوردها متكي است يعني " ما بايد خودمان را با سليقه استفادهكنندگان تطبيق دهيم ". 6- ديافراگمها كليه كفسازيها به صورت دال ديافراگمي اجرا شده و تنها يك تير مياني از تقاطع دالها در دو تراز مختلف و با اختلاف 30 سانتيمتر شكل ميگيرد. اين كفها به صورت كاملا مشخص نيروهاي زلزلة طبقات را به هسته مركزي (سوپروال) منتقل مينمايند.اين نوع كفها ارجحيت زيادي دارد، به طوريكه عدم وجود تيرهاي با ارتفاع زياد انعطاف در پلان را زياد ميكند و در نتيجه سقفها مزاحمتي براي اجراي تأسيسات ايجاد نكرده و ساختمان را براي شرايط (Free Plan)مهيا ميسازد. در طراحي سقفها كه به صورت دال اجرا ميشوند دو سطح با اختلاف 30 سانتيمتر در نظر گرفته شده است. بخشهاي داخلي كه سرويسها و آشپزخانه و غيره بر روي آن قرار ميگيرند 30 سانتيمتر پايينتر از كف اتاقها و ساير قسمتها اجرا ميگردند. از اين بخش كليه خطوط لوله آب و فاضلاب و گاز واحدها عبور داده ميشود كه با اجراي كف كاذب در مواقع اضطراري ميتوان از داخل هر واحد به لولهها دسترسي پيدا كرد. كليه خطوط برق، تلفن و تهويه مطبوع در زير سقفها به آن متصل ميشوند و يك سقف كاذب كم وزن روي آنها را ميپوشاند. در شكل (7) مراحل بتنريزي ديافراگمها قابل مشاهده است. ساير موارد فني موارد فني متعددي در ساختمان شده است. به طوركلي نه تنها ستونها بلكه ديوارهاي نما به همراه اجزاي نماسازي آنها به صورت پيشساخته اجرا ميشوند. ستونها كه به طور عمده براي حمل نيروهاي قائم عمل ميكنند در كنار كارگاه به صورت خوابيده اجرا ميشوند تا در زمان مقرر به وسيله جرثقيل در جاي خود نصب گردند. ديوار برشي با استفاده از قالب لغزنده اجرا ميشود. معمولاً با تعبيه مناسب به صورت قائم و با قرار دادن يك آسانسور ساده ميتوان در كنار كارگاه ميلگردها را با ارتفاع 12 متر آماده نموده و سپس به وسيله جرثقيل برجي آنرا به بخشهاي لازم منتقل نمود. كليه ارتباطات قائم ساختمان از نظر مسير خطوط اصلي، راه پلهها و آسانسورها در جوار ديوار برشي ساخته ميشوند. معمولاً ميتوان در زمان اجراي طبقه هشتم، طبقه همكف را از نظر تأسيسات و نازك كاري به اتمام رساند. اجزاي جدا كننده به صورت ديوارهاي گچي پوستهاي پيشساخته (دراي وال) نصب ميشوند. بر روي كفها يك لاية سهلايي به ضخامت حدود 20 ميليمتر نصب شده و كفپوشها بر روي آن اجرا ميگردند. قالببندي سقفها به دليل يكنواخت بودن آنها به صورت قالبهاي سبك فلزي بوده كه سريعاً قابل باز و بسته كردن هستند.
بتن پلیمری ( PC ) یا بتن رزینی شامل یک چسبانندهی پلیمری که ممکن است ترموپلاستیکها باشند اما غالباً بیشتر یک پلیمر ترموست میباشد و یک پرکنندهی معدنی مانند شن و ماسه، شن و یاسنگ گسسته است.
PCها مقاومت بالاتر، مقاومت بیشتر در برابر مواد شیمیایی و خورندهها، جذب آب کمتر و پایداری بالاتر در مقابل پدیده یخزدگی – ذوب (ذوب مجدد) نسبت به بتن سیمان پر تلند رایج دارند.
مقالهی فوق ترجمهای از دو مقالهی انگلیسی میباشد با عنوان اصلی Polymer Modified Concrete و Polymer Concrete که منبع اصلی آنها سایت http://irc.nrc-cnrc.gc.ca/pubs/cbd/index_e.html است.